دلمه پختم برای
اولین بار. فلفل دلمه، گوجه، و کلم. آنقدر جو گرفتم که مهمان هم دعوت کردم.
موقعاش همین حالا بود. خودم ارباب آشپزخانه بودم. فلفلها را با دقت انتخاب
کردم؛ سبز، قرمز، و زرد. کلاهکی از سرشان درآوردم و توی هر کدام را طوری خالی
کرده که نه بشکند و نه آنقدر کلفت باشد که دیر بپزد. البته این پیاز داغ داستان
است، فلفل دلمه را نهایتاً بشود از دانهها و جدارههای سهتایی داخلش خالی کرد.
آن کار را در واقع با گوجهها فرهنگیها کردم. اما حساب کلم جدا بود. ته کلم را
مخروطی درآوردم گذاشتم توی آبی که جوش آمده بود کمی نرم شود. همه را پر کردم از
موادی که جدا پخته بودم؛ برنج، گوشتچرخکرده، لپه و لوبیا. لوبیا را ولی بهتر بود
حذف میکردم. شاید دفعهی بعد، که از قبلش فکری هم برای سبزی مواد داخلش کرده بودم. بعد
هم سس داستان که با محتویات داخل گوجهها، سرکه، و یک قاشق شکر قُل خورد و
وظیفهی آبپز کردن دلمهها را بر عهده گرفت. در آخر هم که سالاد شیرازی و دوغ.
پینوشت: عکسی هم از دلمهجات جانها برنداشتم بلکه کمی پز بدهم.
No comments:
Post a Comment