نمی دانم این حال از آمدن پاییز است، از یک سال بالاتر رفتن سن است (آخر مبدأ آن همیشه برایم پاییز و نه بهار بوده) یا از ناخوش احوالیست که انگار دیگر به پاییز و بهار و زمستان ربطی ندارد. پاییز همیشه برایم دونشانه داشته: اولی زیاد شدن موهای ریخته شده روی بالشتم که انگار اسمش ریزش فصلی موست؛ و اضطرابی که از دو هفته پیش از آمدنش، صبحهای زود تلنگر بیداری به مغزم می زند حتی در سالهایی که از مدرسه و درس و دانشگاه خبری نبوده.