هر دو به یک
اندازه جرزن اند، به یک اندازه هم گِزی باز. گزی باز یعنی کسی که اهل تقلب و زیر و
رو کشیدن است. گاهی خانه را میفرستند روی هوا؛ حتی شده که باسن هم را هم در حضور
ما گاز بگیرند. به قول خواهرم خدا در و تخته را خوب جور کرده، البته او بیشتر
منظورش این است که در ضعفهای اخلاقی و غیره هم به هم شبیه اند. بچه که بودیم فکر
میکردیم دعوای آنها یعنی آخر دنیا. اینکه یک بار از هم جدا شده بودند و بعد از
یک سال دوباره برگشته بودند از رازهای زندگیمان بود در عوالم کودکی. همیشه احتمال
تکرارش بود. اما آنها دوباره، بعد از هر دعوا میتوانستند، میخواستند با هم بازی
کنند.
بازی کردن چیز
مهمی باید باشد در یک رابطه؛ خیلی مهم. ما هم گاهی بازی میکنیم؛ رؤیا بازی، عشقبازی،
... البته فعلاً از راه دور. اینکه میگویند بازی کردن با دیگران کار خطرناک یا
بدی است احماقهترین حرفی است که یک آدم ممکن است بگوید. موقع بازی خیلی چیزها
معلوم میشود؛ مخصوصاً بازیهای مندرآوردی که در لحظه ساخته میشوند. تا زمانی که
میل به رابطه است، میل به بازی هم هست.
No comments:
Post a Comment