تسلیت گفتن برایام سختترین کار دنیاست؛
مخصوصاً زمانی که میدانی طرف عزیزی را از دست داده و تو به اندازهی او «در غماش
شریک» نیستی. گمانام چند باری در کابوسهایام دیدهام که دارم به کسی تسلیت میگویم
و یکباره چنگ در گلویام گذاشته. سرت را پائین میاندازی؛ نباید در چشمِ طرف نگاه
کنی و چیزهایی را پشت هم بلغور کنی؛ یا باید مکثهای کشدار و کشندهی پایِ تلفن
را به کلمات پیوند بزنی: «روحاش شاد»، «ما رو در غم خودتون شریک بدانید»، «خدا
رحمت کنه، شما سلامت باشین» و «غم بزرگیه» ... تسلایی اما در این کلمات نیست، در
کلمات دیگر هم نیست. شکنجهی فرمالیته برای تو و برای او.
No comments:
Post a Comment