Friday, December 26, 2014

تسلا

  تسلیت گفتن برای‌ام سخت‌ترین کار دنیاست؛ مخصوصاً زمانی که می‌دانی طرف عزیزی را از دست داده و تو به اندازه‌ی او «در غم‌اش شریک» نیستی. گمان‌ام چند باری در کابوس‌های‌ام دیده‌ام که دارم به کسی تسلیت می‌گویم و یکباره چنگ در گلوی‌ام گذاشته. سرت را پائین می‌اندازی؛ نباید در چشمِ طرف نگاه کنی و چیزهایی را پشت هم بلغور کنی؛ یا باید مکث‌های کش‌دار و کشنده‌ی پایِ تلفن را به کلمات پیوند بزنی: «روح‌اش شاد»، «ما رو در غم خودتون شریک بدانید»، «خدا رحمت کنه، شما سلامت باشین» و «غم بزرگیه» ... تسلایی اما در این کلمات نیست، در کلمات دیگر هم نیست. شکنجه‌‌ی فرمالیته‌ برای تو و برای او.

No comments:

Post a Comment