Tuesday, October 18, 2011

از شادی و غم

دوستی می گفت شادی به قوت احساس ناکامی یا تلخی نمی تواند محرکی برای نوشتن باشد، یا حداقل برای ما نمی تواند باشد، راست می گفت. وقتی که چاره­ ای  نمی ماند یا فکر می کنیم که چاره ای نمانده می نویسیم، یعنی من می نویسم و خیلی­های دیگر. شادی­ ها نحیف تر و بعضاً بی دوام تر از آن اند که بر میل ننوشتن چیره شوند، یا حداقل مال من از این دست است. نوشتن به مثابه­ ی رهایی.

پ.ن. چند بار چنان احساس شادی کردم که چیزی نمانده بود این عکس را عکس پروفایلم کنم، اما امروز می گذارمش که دیگر آن حس­ ها، شاد نیستند.   

No comments:

Post a Comment