دوستی می گفت شادی
به قوت احساس ناکامی یا تلخی نمی تواند محرکی برای نوشتن باشد، یا حداقل برای ما
نمی تواند باشد، راست می گفت. وقتی که چاره ای نمی ماند
یا فکر می کنیم که چاره ای نمانده می نویسیم، یعنی من می نویسم و خیلیهای دیگر.
شادی ها نحیف تر و بعضاً بی دوام تر از
آن اند که بر میل ننوشتن چیره شوند، یا حداقل مال من از این دست است. نوشتن به
مثابه ی رهایی.
پ.ن. چند بار چنان احساس شادی کردم که چیزی نمانده بود این عکس را عکس پروفایلم کنم، اما امروز می گذارمش که دیگر آن حس ها، شاد نیستند.

No comments:
Post a Comment