دیشب خواب دیدم
دارم خانه تکانی می کنم. دیوارها را همه لایهی ضخیمی خاک گرفته بود- صبح که پا
شدم بلافاصله کف پاهایام را نگاه کردم، تمام طول خواب حس می کردم خاک و خولیاند-
همه جا کثیف بود. یک چمدان قدیمی مال دوران دانشجوییام را زیر تخت خواب پیدا
کردم. اصلاً یادم رفته بود که آن چمدان را دارم. با هیجان درش را باز کردم. داشتم
شاخ درمی آوردم؛ چمدان پر از استامبولی پلو بود. غذا سالمِ سالم بود حتی بوی بدی
هم نمی داد.
No comments:
Post a Comment