Saturday, July 30, 2011

نمی دانم

نمی دانم چرا تمام نوشته هایم را با نمی دانم شروع می کنم، اکثرشان را بعد از نوشتن پاک می کنم و بعضی را برای یادگاری نه! اما انگار چرا می دانم و خودم را به ندانستن می زنم، بعضی وقت ها هم ترجیح می دهم اصلن ندانم. خلاصه اگر این یک تکیه کلام پیش پا افتاده یا یک اعتراف ناخودآگاهی از نوع فرویدی است «نمی داانم» اما می دانم این هم مثل باقی چیزهای دیگر مربوط به من است.

پ.ن: «نمی دانم» چرا این روزها این قدر زود خسته می شوم حتی از نوشتن.


No comments:

Post a Comment