Friday, November 9, 2018

همسایگی


بيدهاي چيني از راه رسيده‌اند.

 چند سال است كه اين موقع سال از راه مي رسند، چند هفته‌اي به پنجره‌ها مي‌چسبند و بعد از چند روز مي‌ميرند.

اينكه همه اين راه را از چين تا اين‌جا آمده‌ باشند در پي نور داستاني ست كه كولي‌ها مي‌گويند اما باقي اهالي معتقدند با بذري از چين آمده‌اند و چون دشمن طبيعي‌ شان در اين‌جا وجود ندارد

بي حساب تكثير مي‌‌شوند. (كسي نمي‌داند كه واقعاً اين بيدها از كجا آمده‌اند اما اين‌جا احتمال اين‌ كه

.هر چيزي با منشاء ناشناخته و مرموز از چين آمده باشد زياد است، دشمني كه حساب‌ نشده تكثير مي‌شود.



اما کولی‌ها با بیدهای پائیز امسال رسیدند.

 وقتی آمدند با خودشان موسیقی و رقص آوردند. خواستم بروم با ایشان چائی بنوشم که حزر آمد، سیرک که نیستند!



کاروان‌هاشان در دو پارکینگ تازه تأسیس روبروی خانه پارک کرده بودن. کم کم از یکی جمع کردند و تنها در دیگری جمع

 شدند. کمی بعد از آن پارکینگی که ترک کرده بود، به عوان توالت عمومی استفاده کردند. هر از گاهی یکی‌شان را می‌بینیم که در قبرستانی از دستمال کاغذی می‌ریند و به نظرم دوستم درست می‌گفت شاید علاقه‌ای به آشنایی با کسانی که ناظر ریدن‌شان هستند نداشته باشد.  

No comments:

Post a Comment