Tuesday, December 25, 2012

دیوسالاری

این چند وقت اخیر هر چه آمدم چند خطی از حال و روزم قلمی کنم دست­ام نرفت که نرفت. نه این­که چیز مهمی برای نوشتن داشته باشم، نه! بس که این روزها در آموزش این دانشگاه و راهروی آن اداره  بغض راه گلوی­ام را بست و در دو مورد به­جای داد و بیداد بر سر کارمندان گنده دماغی که همه را خنگ می­پندارند،- و اگر در بین توضیحات مبسوط ابلهانه­شان سوالی بپرسی صدای­شان را بالا می­برند، و دست آخر بعد از کلی سگ دو می­بینی جایی را که نباید موقع بایگانی پانچ کرده و کاغذی که می­دهد دست­ات با زباله هیچ فرقی ندارد-  در مستراح­های همین ادرات  زده­ام زیر هق هق... که فغان از این دیوسالاری!

No comments:

Post a Comment