Saturday, May 21, 2011

وقتی جریان رودخانه نبرد بنیادت

دیروز من حس هیجان انگیز عبور از یه رودخونه پرتلاطم رو تجربه کردم. وقتی توی رودخونه بودم بعد از مدت ها دوباره دیدم حسا و انرژیایی رو که در مواقعی خاص بیدار می شن، یه یادآوری شیرین برای آدمی پراینرسی چون من. خواستن یکسره و تمامِ عبور از یه رودخونه ی پر موج و یاغی  و نداشتن هیچ درنگی برای اندیشیدن به چیزی جز محکم کردن قدم ها و خزاندن پاها از سنگی به سنگی دیگر در جریانی چنان عاصی و بی محابا. و در آخر تجربه ی حس نگریستن یه سگ تر به رودخونه ای که به زحمت ولی به آرامی از اون گذشته.

No comments:

Post a Comment