دیروز من حس هیجان انگیز عبور از یه رودخونه پرتلاطم رو تجربه کردم. وقتی توی رودخونه بودم بعد از مدت ها دوباره دیدم حسا و انرژیایی رو که در مواقعی خاص بیدار می شن، یه یادآوری شیرین برای آدمی پراینرسی چون من. خواستن یکسره و تمامِ عبور از یه رودخونه ی پر موج و یاغی و نداشتن هیچ درنگی برای اندیشیدن به چیزی جز محکم کردن قدم ها و خزاندن پاها از سنگی به سنگی دیگر در جریانی چنان عاصی و بی محابا. و در آخر تجربه ی حس نگریستن یه سگ تر به رودخونه ای که به زحمت ولی به آرامی از اون گذشته.
No comments:
Post a Comment