Sunday, June 17, 2018

...

یکی از بهترین تفریحات من این است که بنشینم زیر آفتاب وموهای زیر پوستی را یکی یکی دربیاورم. این جور وقت‌ها می‌توانم تمرکز کنم بر برنامه‌ها و احساسات‌ام. من ادم منطقی‌ای هستم اما گاهی برای بازگشت منطق ‌ام نیاز به تجربه‌های احساسی غریب و پیچیده دارم. اینکه بگویم نمی‌دانم چه مرگم است دروغی است که باورش برای خودم هم سخت است. شاید دوباره از خودم
نوشتم و از باقی. شاید صدای خودم را بهتر شنیدم.
روزهای تعطیل که ترافیک کم‌تر است می‌شود صدای رودخانه را شنید. صدایی آرام، ممتد و مهیب. رودخانه همیشه آنجاست اما صدای‌اش را فقط گاهی می‌شود شنید.امروز یکی از آن روزهاست.

No comments:

Post a Comment