Saturday, November 19, 2011

هق هقِ کودکانه

حسم، حسِ کودکی بود که تا از خواب پا می شود، می زند زیر گریه، بی درنگ و از ته دل. گریه­ ای که پیدا نیست از غیبت مادر است  یا از کابوسی که در آن مادرش، نقش جادوگرِ بچه دزد را داشته... هق هق­ ای بی درنگ و از ته دل، هق هق ای از سر ِ بیداری. 

No comments:

Post a Comment